تمام من... - تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 21:10
تمام ناتمام من با تو تمام میشودشاعر بینام و نشان صاحب نام میشودتمام من به نام تو شعر دوباره میشودبند سکوت کهنه ام چهارپاره میشودتمام نه تمام نه که جام ناتمام لبریختهامتمام نه تمام نه که ناتمامی از تو آویختهامتمام ناتمام من با تو تمام میشودشاعر بینام و نشان صاحب نام میشوددر این حریر خانگی روی ترانه ش...
زرد و پژمرده... - تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 21:10
[unable to retrieve full-text content]سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولى دل به پائیز نسپرده ایم... شعر از قیصر امین پور
تو که میدونی... - تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 21:10
تو که میدونی همه ی عمرو اونجا گذاشتم و رفتمتو که میدونی به جز آغوش تو جایی نداشتم و رفتماگه رفتم و تو سراغمو نمیگیری هنوزم که هنوزهاگه به جز خودم کسی نیست که دلش برای من بسوزه نه نمیدونی آخه همه ی غمامو به تو نگفتمنه نمیدونی آخه نخواستم از چشم تو بیفتمنه نمیگفتم آخه تحمل غم منو ندارینه نمیگفتم آخه م...
دلسوز من باش... - تاریخ: 1399/2/15 ساعت: 12:32
به جز سقف شونت کجا سر بذارم تو دلسوز من باشبه جایی رسیدم که راهی ندارم تو دلسوز من باشچراغه کدوم شب تن سر پناهمه کدوم خونه ای توعزیزه دلِ من هوادار بُغض کدوم شونه ای توبرم سمت کی جز تو که از بد عشق دل
چهارسو - تاریخ: 1399/2/15 ساعت: 12:32
دل تنگ و دست تنگ و جهان تنگ و کار تنگاز چهار سو گرفته مرا روزگار تنگ...بیدل نیشابوری
یه شب که آرزوهایم گیرد رنگ فراموشی - تاریخ: 1399/1/4 ساعت: 21:34
یه شب که آسمون از غم سیه روز و پریشونهیه شب که چشم آهسته توی سبزه میخونهیه شب که مو به مو مسته سرزلفت پریشونهشاید اشکی به یادم بریزه از چشمونتیه شب که تار گیسویت پیچد بر تار گیتارمشاید به گوش تو آید ف
حافظ... - تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 18:16
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیستxa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست xa0حالیا خانه برانداز دل و دین من استxa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0تا در آغوش که میخسبد و همخانه کیستxa0باده لعل
یلدا... - تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 18:16
موهایم به بلندای شب یلدا رسیدهچشمانم سیاهی میرود امااز وقتی چله نشینت شده امدستانم به دستان مه و خورشید گره میخوردو نور میچینند،و آنقدر زیبا شده ام کههمه سبد سبد هندوانه زیر بغلم میگذارند!چه فایده همه ی اینهاxa0که ندارمت تا بلندترین شب سال رادر آغوشت تا ماه شب چهارده سفر کنیم...xa0#مهسا_طلوعxa0
عاشق... - تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 18:16
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد...xa0ه.ا سایه
مرا رفته،مرا مُرده، مرا در قاب میخواهی... - تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 18:16
برایت قهوه میریزم، تو از من آب میخواهی!به چَشمت شعر میکارم ولیکن خواب میخواهی!مسیرِ مستقیمی را نشانَت میدهم اما...پُر از آشفتگی هستی، تو پیچوُتاب میخواهی!دوچشمم را کفِپایت چو فرشی پهن میسازمنمیب
من در جای دیگر... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:02
و آن کسی را که دوست داری، نیم دیگر تو نیست!او تویی، امّا در جای دیگر...xa0پ.ن: قطعاً بعد از هر سختی، آسانیست...خوش باش، ندانی یه کجا خواهی رفت...
لحظه ای که تورو راهی کردم... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:02
لحظه ای که تورو راهی کردم میدونستم چه گناهی کردمکه عذابش جونمو میگیره میگیره ...دوری تو از خودم دورم کرد این جدایی بی تو مجبورم کردکه بسازم با غم و تنهایی تنهایی ...یادت میوفتم با گریه میخندم رو کل دن
عشق دورم ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
عشق دورم تا تو هستی من صبورم کوهم اما پیش چشمات بی غرورمعشق دورم من یه راه بی عبورم سوت و کورم با تو اما غرق نورمعشق دورم هرجا باشی من خودم رو میرسونمتا کنارت زندگیمو بگذرونم با تو باشم با تو ای نامهر
بغل تو... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
بغلم کن که من از همه خستم تو این دودو دمه غم میکشم از تو نفس من بغلم کن همینجوری که هستم بغلم کن که شکستم بغلم کن که من از دنیا بردیم عشقو آرامشو باور کن با تو دیدم فکر نکن به کسی عمراً جاتو میدم
کنار تو... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
u200f- بهترین اتفاق روز؟ پنج حرفی.u200f+ دیدنش...xa0چون ز شب نیمی بشد مستان همه بیخود شدندما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار....پ.ن: پرواز
عاشق توام - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
زیبای بی چون و چرا هرگز نفهمیدیتنها دلیل خوبه این دنیایه بد بودیاما تو تقصیری نداری کاشxa0امکان داشتاین قدر ها زیبا نبودن را بلد بودیآواز ه ات تا شهر های ساحلی رفتهدریا حسابت را از آدم ها جدا کردهپیش از
وقتش که بگذره - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
u200fگفت وقتش که بگذره, دیگه به چه دردی میخوره، چای موندهی تلخ سرد که دیگه خوردن نداره...xa0به خودم فك كردم كه هميشه دير كردم...خيلي وقتا پريدم، فقط واسه اينكه ببينم كی وايميسته كه بگيرتَم!xa0u200fیادتون باشه فرا
موی سپید... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
همین موی سپیدم یه نشونه...به تاریخ روز اول فصل بی انصاف پاییز...xa0دلگیر ولی با تقارن های قشنگ...به وقت گذر عمر...
"عزیز دل" - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:40
یک سری دوستی هایی هم هست که هرگز در زندگی ات فکرش را نمیکردی از سلام و علیکی کوتاه، حد رابطه ات با او بیشتر شود...این از همان دوستی هاییست که تا مدتی قبل برایت مثل دیگر آدمهای دور و اطرافت، یک آدم معم
ستاره - تاریخ: 1398/2/13 ساعت: 4:10
شب، با یه ستاره هم میتونه غرق نور شه، میتونه شب xa0تاریک نباشه،میتونه پر از امید باشه، اگه اون ستاره تو باشی...ستارهای که تویی رو میشه بغل کرد تا خود صبح، میشه خط به خطش رو خوند و بلد شد و نوشت...