طبق معمول بعد از چند تا دعوای سخت که از صبح ابتدا شده بود، رفتم نوار عصب و عضله، دستهام پر از سوراخ شده و جای سوزنها انگار توی وجودم هزار تا تیر میکشه، اشکام از صبح مثل ابر بهاری میباره، ساعت هشت شب رسیدم خونه، مجبور بودم شام درست کنم، با خودم فکر میکنم هیچ جایی برای فرار از غم این روزهام نیست…برام نوشته
[23:48, 01/10/2025]: باید همیشه امیدوار باشی[23:48, 01/10/2025]: تو خدا رو داری[23:48, 01/10/2025]: خدا همیشه با بنده هاشه[23:49, 01/10/2025]: توکلت ب خدا باشع همیشهنمیدونم شاید راست میگه..
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
همین موی سفیدم یه نشونه، چقدر خاطره از عشق توو این موی سفیده...
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
Look, don’t get me wrong
I know there is no tomorrow
All I ask is
If this is my last night with you
Hold me like I′m more than just a friend
Give me a memory I can use
Take me by the hand while we do what lovers do
It matters how this ends
?Cause what if I never love again
21 خرداد 1403 حوالی ساعت 7 عصر...
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
من با تو بارها به بهشت رفته ام... به تاریخ 19 فروردین 1403
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
گل من گل من، گل خوشگل من... 23 آذر 1402 ساعت 00:32 بامداد
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
حق با فروغ است : «چه میشود کرد؟ مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست...»
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
چشمهایت نور می پاشند، بی دریغ، بی دریغ، بی دریغ... روشن می کنند جانم را، مثل خورشید که شب را...
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
برمی گردم کمی بمان برمی گردم، حتی زخمی و نیمه جان برمی گردم... به تاریخ ششم تیر ماه یک هزار و چهارصد و دو
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
برقصد دنیا به هر سازت، حتی ناکوک ترینش...
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
آدم با خیلی چیزا کنار میاد و این قسمت سخت ماجراست...
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار
نسیم خنکی که موهایت را تکان می دهد، صدای من است، بارها از تو می گذرد و تو او را نخواهی شناخت... "نیما یوشیج"
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار