با دويست و چند استخوانم دوستت دارم
و چند سال بايد بگذرد تا استخوانهاي آدم بپوسند،
و هَمه چيز را فراموش كنند،
با من بگو
قلبها فراموش كارترند يا استخوان ها...
پ.ن: چهار حرفی عزیزم، برای من همه چیز تویی،
تو مدار زندگیمی …
و تموم اتفاق ها، تاریخها و مناسبتها دور تو میگرده …
من هر روزی که تو رو ببینم و دستت رو توی دستم بگیرم،
برام روز عشقه …
ما از دو جهان غیر تو ای "عشق" نخواهیم…
برچسب:
نویسنده: سجاد رستگار